تاکسي هوايي درخدمت شما 

 

 بسياري از افراد ، به ويژه در کشور هاي توسعه يافته ،سفر با جت‌هاي تجاري را بهترين و پربازده‌ترين شيوه انجام سفرهاي کاري ميدانند. قيمت بالاي اين دسته از هواپيماها سبب شکل‌گيري ايده ساخت جت‌هاي تجاري با قيمت يک سوم جت‌هاي کنوني گرديد. اين ايده اولين بار توسط "ورن رابرن" موسس موفق شرکت Eclipse مطرح شد که بعد‌ها با ايده‌هاي بديع ديگري نظير تاکسي هوايي دنبال گرديده و نهايتاً سبب شد جايزه Collier Trophy، که هر ساله آن مهمترين دستاورد صنعت هوانوردي آمريکا داده ميشود ، در سال 2005 به اين شرکت تعلق گيرد. 

Eclipse 500 جت بسيار سبکي است که توسط شرکت هوانورديEclipse  ساخته شده است. اين هواپيما مخصوص خلبانان و شرکت‌هاي تاکسيراني هوايي است که داراي ظرفيت 6 مسافر است. 

اين هواپيما اولين پرواز خود را در اوت 2002 و با موتورهاي "ويليام ئي 22" انجام داد. در نوامبر 2002 اين شرکت تصميم گرفت موتورهاي PW610F را جايگزين اين موتورها کند. اولين پرواز با موتورهاي جديد در سال 2004 انجام گرفت. پنج هواپيما از اين نوع اکنون در حال انجام تست‌هاي خستگي و بدنه هواپيما براي دريافت گواهينامه هستند. دريافت گواهينامه قرار بود در مارس 2006 انجام گيرد که به دليل تأخير در کار يکي از تهيه‌کنندگان قطعات اين هواپيما سه ماه به تأخير افتاد. تحويل اين هواپيما بلافاصله پس از گرفتن گواهينامه آغاز خواهد شد. 

در حال حاضر اين شرکت سفارش‌هايي به ارزش کلي 3 ميليارد دلار و بيش از 2350 فروند هواپيما دريافت کرده است. از اين تعداد 239 فروند به علاوه 70 فروند انتخابي از طرف Dayjet ، 25 فروند و 25 فروند انتخابي از طرف Jetsetair انگلستان مي‌باشد و 150 فروند به علاوه 15 فروند انتخابي نيز توسط Linearair آمريکا سفارش داده شده است. 

اين هواپيما به گونه‌اي طراحي شده است که قابليت انجام 2000 ساعت پرواز در سال را داشته باشد. 

Eclipse 500 همچنين قادر است در باندهاي معمولي، از روي چمن و يا حتي باند خاکي نيز مأموريت خود را انجام دهد. اين هواپيما به دليل داشتن وزن کم طراحي، موقعيت نصب بال پايين ، فلپ فاولر و موتورهاي پرقدرت قابليت برخاستن از روي و نشستن برروي باندهاي با طول کم را نيز داراست. طول باند مورد نياز برخاست اين هواپيما 2155 فوت و طول باند مورد نياز براي فرود اين هواپيما 2040 فوت است. 

شرکت Eclipse جايزه  Collier Trophy در سال 2005 را دريافت کرد. اين جايزه هر سال به مهمترين دستاورد در صنعت هوانوردي و فضانوردي آمريکا تعلق مي‌گيرد. در سال 2005 اين جايزه به شرکت Eclipse به دليل روحيه کارآفريني، ابتکار تکنيکي و تأثير آن برروي هوانوردي آمريکا تعلق گرفت. اين شرکت نوآوري‌هايي در  زمينه تکنولوژي براي کاهش قيمت، افزايش عملکرد افزايش امنيت انجام داده و معرف يک نوع جديد سفر هوايي به نام تاکسي هوايي است. 

اين شرکت حاصل تلاش و تفکر " ورن رابرن" است، او کار خود را در اواسط دهه 70 با راه اندازي يک فروشگاه کامپيوتر هاي شخصي شروع کرده است. او تا سال 1997 علايق خود در زمينه هوانوردي را از کار خود جدا ساختهو هوانوردي را بصورت تفنني دنبال ميکرد. پس از فروش تجهيزات کامپيوتري در مايکروسافت کار کرده و به تأسيس شرکت‌هايي نظير لوتوس و سيمنتيک کمک نموده است. 

ورن رابرن در اواسط دهه 90 سفر با جت‌هاي خصوصي را بهترين و پربازده‌ترين راه انجام سفرهاي کاري خود يافت، ولي قيمت و هزينه‌هاي سفر براي وي بسيار بالا بود. در اين هنگام ابداع موتورهاي سبک وزن توسط يکي از مخترعين ناسا، وي را به فکر استفاده از تکنولوژي ديجيتالي با توليد بالا براي توليد نوع جديدي از هواپيما انداخت. 

در سال 1998، رابرن شرکت Eclipse  را تأسيس کرد و شروع به انتخاب تيم مناسب نمود.پيش از هر کس دکتر " اليور مسفيلد" که از طراحان موفق و طراح PC12 نيز به اين گروه پيوستن.سپس مديران مشهور ، نظير " پيتر ريد" نيز به اين گروه پيوستند. 

شرکت Eclipse در حال حاضر روش‌ها و تکنيک‌هاي طراحي و ساختي را به کار گرفته است که تا کنون در صحنه هوانوردي عمومي ديده نشده است. اين روش‌ها شامل استفاده از جوش‌هاي اصطکاکي به جاي پرچ براي اتصال صفحات و کاهش قابل توجه تعداد قطعات و زمان مونتاژ در کارخانه با استفاده از قطعات پيش‌ساخته مي‌شود.استفاده از اين سيستم براي اين‌که شرکت Eclipse به هدف نهايي خود در توليد چهار هواپيما در روز دست پيدا کند ضروري به نظر مي‌رسد.اين روش توليد مخاطرات زيادي دارد، چون در صورتي که قطعات پيش‌ساخته به موقع تحويل داده نشوند، اتمام توليد اين هواپيما با مشکل مواجه مي‌شود. اين مشکلات در گذشته نيز سابقه داشته است.بعنوان مثال در سال گذشته به دليل مشکلات پيش آمده با يکي از توليدکنندگان، گرفتن گواهينامه به مدت سه ماه از آخر مارس به تأخير افتاد.

 رابرن معتقد است هدف اصلي اين پروژه پاسخي به عدم توفيق صنعت هوانوردي عمومي (GA) براي حرکت با زمان و پاسخ‌گويي به نيازهاي مردم است. وي مي‌گويد :GA ، 25 سال است که راکد مانده به طوري که تعداد تحويل هواپيما از 18000 فروند در سال 1978 به 3000 فروند در حال حاضر رسيده است. تمام ارتباطات بين رضايت مشتري و انعطاف‌پذيري قيمت‌ها از بين رفته است. اين صنعت تنها به خود متکي بوده و ديد بسيار محدودي نسبت به دنيا دارد. بيشتر سرمايه‌گذاران شرکت Eclipse از خارج صنعت هوانوردي هستند. 

شرکت Eclipse معتقد است که اين هواپيما علاوه بر سرعت و برد، توانايي‌هاي بيشتري مانند آساني استفاده از سيستم‌هاي اين هواپيما و راحتي کابين آن، نسبت به ساير رقباي خود دارد. ويژگي‌هاي اين هواپيما و رقباي آن در لينک 1 آورده شده است.  علاوه بر اين ويژگي‌ها نمودار مأموريت اين هواپيما نيز در شکل 2 آورده شده است. 

رابرن معتقد است کهبر خلاف آنچه شرکت سسنا ادعا ميکند، هواپيماهايي با ابعاد کمي بزرگتر نظير  

Citation Mustang Cessna رقيب اين هواپيما نبوده و رقيب اصلي اين هواپيما در واقع اتومبيل‌ها هستند. 

در صورتي که اين هواپيما به عنوان تاکسي هوايي مورد استفاده قرار گيرد، شرکت‌هاي کوچک و استفاده کننده‌هاي شخصي مي‌توانند روش سفرهاي تجاري آمريکاييان را تغيير داده و از اين تاکسي‌هاي هوايي براي سفرهاي روزانه بين شهرها و حتي روستاهاي دورافتاده استفاده کنند.

منتقدين معتقدند اعتماد رابرن به تاکسي‌هاي هوايي بسيار خطرناک است، زيرا اين ايده به تازگي شکل گرفته است و از طرفي 1300 فروند از اين سفارش‌هاي داده شده نيز متعلق به 6 شرکت تاکسيراني هوايي است که برخي از آن‌ها تنها در حد حرف و امضا چند ورق کاغذ هستند. اين موضوع سبب نگراني رابرن نشده است و البته وي نيز چندان به موفقيت اين طرح اطمينان ندارد.

رابرن معقد است براي دست‌يابي به يک شبکه تاکسيراني هوايي، کمپاني احتياج به سرمايه کافي دارد و اين امر تا زماني که صدها فروند از اين هواپيماها فروخته نشود ميسر نيست. به گفته وي نيمي از مشتريان اين هواپيما را شرکت‌هاي سنتي که در واقع شرکت‌هاي کوچک تجاري هستند تشکيل مي‌دهد. 75 فروند از اين هواپيماها توسط خلبانان سفارش داده شده است.

وي همچنين مي‌گويد: 125000 شرکت در آمريکا وجود دارد که سودي در حدود 10 مليون دلار دارند و در صورتي که ما بتوانيم عايدي يکي از اين شرکت‌ها را 10% بهبود ببخشيم، هواپيمايي با قيمت 1.5 مليون دلار ، ايده فوق‌العاده‌اي به نظر مي‌رسد. اين در حالي است که قيمت يکي از اين هواپيماها در اين کلاس در حدود 5 مليون دلار است. Eclipse درنظر دارد سالانه 500 فروند هواپيما تحويل دهد و اين تعداد را به راحتي تا 750 فروند نيز مي‌تواند افزايش دهد 

رابرن در نظر دارد که اين شرکت را تا سال 2007 به سوددهي برساند. 

هزينه توسعه اين هواپيما تا کنون به طور کامل توسط سهام شرکا و مقدار کمي توسط سپرده‌گذاري تأمين شده است . افرادي که اين خطر را پذيرفته‌اند تا مبلغ 100000 دلار بپردازند، به قيمت امليون دلار صاحب هواپيما خواهند شد و به اين ترتيب مي‌توانند هواپيماي خود را به قيمت بالاتري بفروشند. 

به طور کلي شرکت Eclipse معتقد است، در اقتصاد هواپيما علاوه بر قيمت خريد يک هواپيما، هزينه‌هاي کلي عملکردي آن نيز نقش اساسي دارد. از اين رو مقايسه‌اي که شرکت Eclipse بين هزينه‌هاي توليد خود و ساير رقباي اين هواپيما انجام داده است در لينک 2 آورده شده. 

يکي ديگر از مشکلاتي که ممکن است سرراه اين هواپيما پيدا شود، کمبود شبکه‌هاي پس از فروش براي اين هواپيماست. به گفته رابرن، سسنا پس از 30 سال تجربه داراي 12 مرکز خدمات است در حالي که Eclipse در حال حاضر 8 مرکز خدماتي را داراست و از آن‌جا که تمامي قطعات برروي هواپيماها مشابه است، تعويض شيشه جلوي هواپيما براي اين شرکت 4 ساعت زمان مي‌برد در حالي که اين زمان براي موستانگ سه روز مي‌باشد که اين موضوع سبب مي‌شود مراکز خدمات اين هواپيما از کارايي بالاتري برخوردار باشند. 

وي معتقد است که از طرف سازندگان بزرگتر، رقيبي براي اين هواپيما پيدا نخواهد شد. 

وي اميدوار است با تشکيل يک IPO در چند سال آينده بتواند دارايي سرمايه‌گذاران را به آن‌ها بازگرداند. 

بسياري از ايده‌هاي "ورن رابرن" در ابتدا به صورت روياهاي دست نيافتني جلوه مي‌کنند، اما وي تا کنون به بسياري از آن‌ها نه تنها جامه عمل پوشانده بلکه سبب تحولاتي شگرفي در صنعت هوانوردي نيز شده است. اما نکته قابل توجه اين است که هنوز مشخص نيست برخي از اين ايده‌هاي شگرف در مرحله اجرا با چه مشکلاتي مواجه شده و اين مشکلات چگونه جلو پيشرفت اين تحولات را خواهند گرفت. 

 http://www.avia.ir/Default.asp?chid=55&name=%20     مقالات دراين سايت موجود ميباشد.

لینک